نقطه

بدست نویسنده


خوش به حالت
پیش خودت هستی

علیرضا روشن

یک نقطه هست که من به هر کجای دنیا که رسیده باشد به آن رجعت می‌کند. یک نقطه که من است و باقی راه، من است و تمام نشدن‌ها و نباید‌ها و بایدها. یک نقطه هست که نقطه وجودم است. من، دست و پا بزند، بدود، تغییر کند، بخواهد، اصرار کند، تلاش کند…باز هم برمی‌گردد روی آن می‌ایستد. یک نقطه هست که من به آن رجعت می‌کند، با یک منظره، با یک افق. من با کشی به آن نقطه وصل است، هر چقدر بیشتر زور بزند که دور شود از آن، با شتاب بیشتری به سمتش بازمی‌گردد.

پ.ن: من خسته است.

Advertisements